تبليغاتX

کمپین یک میلیون امضا در ساری

اختلافات طبیعی زن و مرد!!!

یکی از موهوماتی که به نظر می رسد طرفداران زیادی هم دارد این باور است که زنان و مردان به جهت تفاوت های طبیعی که با هم دارند نباید حقوقی دقیقا همانند نیز داشته باشند. به نوعی به جای تساوی حقوق باید از موازنه ی حقوق استفاده کرد. بدین معنی که در برابر هر حقی که مرد دارد زن را نیز حقی است اگر چه نه حقی همانند با مرد. و یا چنین استدلال می شود که به دلیل تفاوت های طبیعی زن و مرد، زنان برای کار هایی مناسب ترند و مردان برای کارهایی دیگر. فی المثل زنان چون احساساتی هستند نمی توانند قضاوت کنند. چنین استدلالی بنا به دلایل زیر بی پایه و اساس است:

مشخص نیست چه میزان از تفاوت هایی که در حال حاضر بین زن و مرد به نظر می آید ناشی از تفاوت های ذاتی است و چه میزان ناشی از سیر تکاملی جامعه طبقاتی، چه کسی می تواند ادعا کند که روش های تربیتی مرد سالار روی او تاثیری نگذاشته  است و صرفا  براساس طبیعت خود بار آمده است؟ یافته های علمی نشان می دهند بسیاری از تفاوت های موجود تفاوت های جنسیتی ( روانشناسی، اجتماعی، فرهنگی) هستند نه تفاوت های جنسی (زیست شناختی و کالبد شناسانه) از سوی دیگر انقیاد و بردگی زنان نسبت به هرگونه بردگی دیگر شدید تر و هوشمندانه تر است چرا که به جای تکیه ی مطلق بر ترس فرودست از فرادست از ابزارهای تربیتی به طرز گسترده ایی بهره می جوید.

دختران از همان کودکی یاد می گیرند که باید توجه مردان را به خود جلب کنند، موفقیت آن ها تنها در گرو بدست آوردن فرصتی در کنار مردی قدرتمند است و ... تنها زمانی می توان به ذاتی بودن تفاوت های زن و مرد مطمئن بود که یکی از دو شرط زیر برقرار باشد:

الف) زنان در جامعه ایی خالی از مردان و مردان در جامعه ایی خالی از زنان تربیت شوند تا بدین شکل تاثیر نا مطلوب روابط متقابل این دو بر هم حذف شود.

ب) زنان در جامعه ای تربیت شوند که در آن اثری از سلطه مردان نیست حال آنکه هیچ یک از این دو شرط در جامعه ی امروزی محقق نشده است. تفاوت های بیولوزیکی بین زن و مرد برای ما بدیهی است اما علم روان شناسی هنوز به درجه ای از تکامل نرسیده است که بتوان تفاوت های روانی این دو را مستقل از شرایط تربیتی کشف کند. لذا چگونه می توان بنیان جامعه ای را بر فرضیاتی که نه تنها به طور دقیق اثبات نشده اند بلکه شواهدی برای رد آن ها در دست است قرار داد؟

منبع: نشریه دانشجویی آرمان نو

مهسا

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط   | 

سه سال پس از کمپین یک میلیون امضا /عسل اخوان

«اول کلمه آزادی بود، بعد توسری آمد و سرانجام دوران "هم روسری هم توسری" آغاز شد اکنون عصر گسترش کمپین ها فرا رسیده است»

کمپین یک میلیون امضا سه ساله شد، اگر بگوییم کارنامه جنبش زنان طی این سه سال وزین تر و درخشان تر از تمامی سالها پس از انقلاب بهمن 57بوده است سخنی به گزاف نگفته ایم. هیچگاه طی تمام این سالها – حتی پیش از انقلاب که فعالین جنبش زنان از آزادی بیشتری برخوردار بودند – مطالبات و خواستهای زنانه اینگونه به عمق جامعه نرفته بود، به جرأت می توان گفت جنبش زنان در ایران معاصر را می توان به دو دوره قبل و بعد از کمپین یک میلیون امضا تقسیم کرد.

سه سالگی کمپین یک میلیون امضا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/08ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط   | 

چرایی تقدم حقوق زنان بر حقوق بشر

کارل مارکس، پایه گذار مکتب مارکسیسم، آنگاه که از انقلاب های علیه سرمایه داری به عنوان مجرایی برای تعالی نوع بشر سخن می گفت کارگران یا همان پرولتاریا را عامل  اصلی آن معرفی کرد. که البته در آن زمان تضاد طبقاتی و استثمار پرولتاریا توسط سرمایه داران یگانه عامل فرو دستی این قشر و نیروی محرک کارگران در گرم نگه داشتن آتش انقلاب ها شناخته می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/23ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط   | 

خشونت

حدودا یک سالی میشد که میشناختمش اما مدت زیادی بود که ندیده بودمش.  وقتی باهاش آشنا شدم تو بهزیستی زندگی میکرد اما بعد از درگیری که با عده ایی از مربیان بهزیستی پیدا کرد از اونجا فراری شد و بالاخره بعد از چند روزآوارگی تصمیم گرفت پیش پدر و مادرش برگرده .وقتی بعد از مدت ها دیدمش گفت که برای دیدن یکی از دوستانش که تو بهزیستی با هم آشنا شدن به ساری اومده. میگفت دوستش چند ماهه که ازدواج کرده اما می خواد طلاق بگیره.می گفت از شوهرش کتک میخوره و هیچ کس و هیچ جایی رو نداره که بهش پناه ببره حتی دیگه بهزیستی هم قبولش نمیکنه چون میگن شوهر داره و بعدا شوهرش میاد دردسر درست میکنه میگفتن وظیفشه که به خونه زندگیش برگرده. زن بیچاره اما میگه دیگه تحمل ندارم . از بچگی  که کتک های نامادریش رو تحمل کرده تا اینکه به بهزیستی پناه آورده و بعد هم برای رهایی از محدودیت های بهزیستی ازدواج کرده تا شاید طعم یک زندگی واقعی با یک خانواده رو بچشه اما به قول خودش از چاله افتاده تو چاه. الان هم که شوهرش به خاطر زیاده روی درمشروب خواری تو بیمارستانه برای استراحت میخواد بره سفر و بعد هم پیگیری کنه برای طلاق! به حرفاش فکر میکنم و حق طلاق. زن در قانون ما حق طلاق نداره! اینو بهش میگم و اون جواب میده که به اون هم گفتن که خیلی طول میکشه که بتونه طلاق بگیره و با توجه به اینکه شوهرش اصلا راضی به طلاق نیست حتی با وجود اینکه نامه از پزشک قانونی داره که کتک خورده امیدی نداره که موفق بشه و چون پولی برای وکیل گرفتن نداره نمیدونه دقیقا باید چی کار کنه.

به این فکر میکنم که میشه برای دوستش وکیل جور کرد و اینو بهش میگم و راه های رهایی ازاین قوانین تبعیض آمیز به ذهنم میاد.

کتابچه حقوقی کمپین یک میلیون امضا رو باز میکنم و این خطوط را میخونم" طبق قانون، طلاق حق انحصاري مرد است و مرد مي‌تواند هر وقت كه بخواهد زنش را طلاق بدهد. اما اگر تقاضاي طلاق از سوي زن مطرح شود او بايد مواردي هم‌چون: بدرفتاري همسر، ‌ندادن نفقه، اعتياد و يا زنداني بودن شوهر و ... را اثبات كند. بسياري مي‌دانند كه اثبات اين موارد در دادگاه چقدر مشكل است. در اغلب اوقات زن پس از چند سال دوندگي موفق به اثبات آن مي شود. البته در اين موارد نيز زنان براي رهايي از ظلم و كتك‌هاي شوهر، ‌اغلب مجبور مي‌شوند مهريه خود را ببخشند. "

به هر حال امیدوارم که اون زن جوون بتونه طلاق بگیره و آیندشو بسازه. حتی با وجود این همه مشکلات و موانع. امیدوارم...

درسا

+ نوشته شده در  88/05/19ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط   | 

خشونت علیه زنان

در قطعنامه 1993 (( رفع خشونت علیه زنان)) که مجمع عمومی سازمان ملل تصویب کرده است ، سو استفاده از زنان چنین تعریف شده:

هر گونه رفتار خشونت آمیزی که بر اساس جنسیت انجام شود و نتیجه حتمی یا احتمالی آن آزارهای جسمی، جنسی یا روانی زنان و یا آسیب دیدن آنان باشد.

مزاحمت های جنسی به معنی عام آن در این طبقه بندی قرار می گیرد، بعضی از اشکال آن در حریم خصوصی خانواده اتفاق می افتد.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/02ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط   |